<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>ادبیات پایداری</title>
    <link>https://jrl.uk.ac.ir/</link>
    <description>ادبیات پایداری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کارکرد دو وجهی فضای جنگ در ادبیات انقلاب اسلامی: خوانش موردی شعر بهروز سپیدنامه</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5060.html</link>
      <description>این پژوهش، کارکرد دوگانۀ فضا در اشعار پایداری بهروز سپیدنامه را با تأکید بر مجموعه شعر &amp;amp;laquo;از زمین باران&amp;amp;raquo; بررسی‌کرده، و چگونگی بازنمایی فضا را به‌عنوان بستری دووجهی تحلیل‌می‌کند که هم واقعیت عینی جنگ (فضای فیزیکی) و هم تجربه‌های ذهنی و زیسته (فضای مجازی و اقلیمی) را دربرمی‌گیرد. این پژوهش با بهره‌گیری از نظریۀ تولید فضای هانری لوفِور (فضاهای دریافته، پنداشته و زیسته)؛ سه‌گانۀ فضایی ادوارد سوجا (با تمرکز بر مفهوم فضای سوم) و پدیدارشناسی گاستون باشلار (توپوآنالیز و فضاهای صمیمی) نشان‌می‌دهد که اشعار سپیدنامه به‌عنوان یک نمونه از اشعار پایداری اقلیمی (جغرافیای ایلام)، از یک‌سو میدان‌های نبرد دفاع مقدّس را با نشانه‌های ملموس و گفتمان رسمی پایداری بازتاب‌می‌دهند و از سوی دیگر، با پیوند به ادبیات اقلیمی؛ هویت بومی ایلام را از طریق طبیعت، خاطرات جمعی و تخیّل شاعرانه بازآفرینی‌می‌کنند. روش تحقیق، مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی با رویکرد نشانه‌شناختی و پدیدارشناسانه است که لایه‌های معنایی و ایدئولوژیک متن را کاوش‌می‌کند و یافته‌ها نشان‌می‌دهد فضا در این اشعار، پدیده‌ای پویا و چندلایه است که واقعیت تلخ جنگ را با جهانی معنوی، بومی و استعاری تلفیق‌می‌کند و گفتمان پایداری را از روایتی حماسی به تجربه‌ای انسانی و محلّی تقلیل‌می‌دهد. این پژوهش با برجسته‌سازی کارکرد دوگانۀ فضا، به درک عمیق‌تری از تعامل ادبیات پایداری و اقلیمی در بازتولید هویت و معنا کمک‌می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی ریشه‌ها و کارکردهای ادبیات پایداری اجتماعی در ایران و هند با تمرکز بر آثار نیما یوشیج و داتاتریا رامچاندرا بندره</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5062.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد تطبیقی، ریشه‌های تاریخی و اعتقادی ادبیات پایداری اجتماعی در ایران و هند را بررسی‌می‌کند. مطالعه با تمرکز بر آثار نیما یوشیج و داتاتریا رامچاندرا بندره،&amp;amp;nbsp; نشان‌می‌دهد چگونه بسترهای اجتماعی-سیاسی و نظام‌های فکری بر شکل‌گیری مضامین مقاومت، عدالت‌خواهی و آزادی‌طلبی تأثیرگذاشته‌اند. دو شاعر با وجود تفاوت‌های فرهنگی؛ در مبارزه با ظلم، ترویج عدالت اجتماعی و بیان درد اقشار ضعیف هم‌داستان‌ هستند. نیما با شعر نو و بندره با سبک خاص خود، به افزایش آگاهی اجتماعی و سیاسی کمک‌کرده‌اند. در این تحلیل کیفی، ابتدا متون ادبی بررسی و مضامین کلیدی استخراج شد، سپس سبک‌های ادبی هر شاعر تحلیل‌گردید و در نهایت، تأثیر اجتماعی اشعار بر آگاهی و بسیج اجتماعی سنجیده‌شد. بررسی اسناد تاریخی و متون ادبی نشان‌می‌دهد تجربیات مشترک استعمار، استبداد و نابرابری، الهام‌بخش خلق آثاری بوده که ضمن بازتاب آلام فرودستان؛ آگاهی انتقادی و مقاومت فرهنگی را ترویج‌داده‌اند. یافته‌ها، وجوه اشتراک و افتراق ادبیات پایداری در دو فرهنگ ایران و هند را تبیین و نقش محوری شعر در شکل‌دهی هویت جمعی و مقاومت فرهنگی در برابر سلطه را برجسته‌می‌سازد همچنین این مطالعه، زمینه‌ساز تحقیقات بین‌رشته‌ای در جامعه‌شناسی ادبیات، تاریخ اندیشه و مطالعات پسااستعماری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلّفه‌های ادب پایداری در رمان «الرّعب» اثر ایمن عتوم با رویکرد به ادبیات جنگ</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5065.html</link>
      <description>موضوع جنگ به‌عنوان یکی از حوزه&amp;amp;shy;های مهمّ ادب پایداری، از دیرباز تا کنون، یکی از اصلی&amp;amp;shy;ترین موضوعات رمان&amp;amp;shy;نویسان جهان بوده، و مسائل مربوط به آن، چشم&amp;amp;shy;انداز گسترده&amp;amp;shy;ای را فراروی هنر داستان&amp;amp;shy;نویسی گشوده‌است. ادبیات جنگ، به‌طور کلّی، آثار ادبی است که مستقیم یا غیرمستقیم، صحنه&amp;amp;shy;های جنگ، رزمندگان و درون&amp;amp;shy;مایه&amp;amp;shy;های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در فضای جنگی را توصیف‌می‌کند. در این میان، جنگ بیش از یک‌سال غزه که از (اکتبر2023م) و با عملیات طوفان الأقصی آغازگردید، یکی از مصیبت&amp;amp;shy;بارترینو خونبارترین جنگ&amp;amp;shy;های تاریخ معاصر جهان به‌شمارمی&amp;amp;shy;رود. در این نوشتار به روش تحلیلی- توصیفی و در راستای مؤلّفه&amp;amp;shy;های ادبیّات جنگ در دو حوزة ساختار و مضمون، رمان &amp;amp;laquo;الرّعب&amp;amp;raquo; اثر ایمن عتوم، رمان&amp;amp;shy;نویس معاصر اردنی، بررسی‌شد. وی در این رمان، در سیمای یک نویسندة رئالیستی منتقد که راویِ برهه&amp;amp;shy;ای از فضای جنگ غزه است؛ مقاومت یک‌سالة مردم آن در برابر تجاوز دشمنان صهیونیست را ترسیم‌کرده‌است. عتوم ضمن داشتن رویکرد انتقادمحور به جنگ و بیزاری از آن؛ نگاهی ارزش&amp;amp;shy;محور به مقولة پایداری، مقاومت و دفاع از سرزمین داشته، و از روحیة استقامت و فداکاری مردم غزه تمجیدکرده‌است. رمان &amp;amp;laquo;الرّعب&amp;amp;raquo;، ضمن پرداختن به تمام جوانب جنگ غزه، فضایی حماسی و بی&amp;amp;shy;نظیر از ایستادگی یک ملّت را به‌نمایش&amp;amp;shy;گذاشته‌است. نویسنده با بازنمایی و برجسته&amp;amp;shy;سازیِ اجزای ناخوشایندِ واقعیت جنگ، قصدداشته جامعه&amp;amp;shy;ای سراسر مقاوم و ایستاده را ترسیم‌کند که فاجعة جنگ، صحنه&amp;amp;shy;های زیبایی از فداکاری را در میان آنان رقم‌زده‌است. البته در ورای محاکات واقعیت جنگ، عتوم با مقدّم‌نمودن ایده بر فرم، در پیِ بیان مستقیم و عریان ایده&amp;amp;shy;ها و مواضع فکری خویش است؛ زیرا فضای گفتمانی جنگ غزه، رسالتی اجتماعی برای نویسنده ایجادکرده‌است و وی داستان جنگ را به‌مثابة بخشی از دستگاه تبلیغی و ترویجی ارزش&amp;amp;shy;ها دیده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان مقاومت در قرآن‌کریم، مبتنی‌بر نظریۀ فضاهای ذهنی (مطالعۀ موردی با محوریت تفسیر المیزان علّامه)</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5066.html</link>
      <description>فضاهای ذهنی، یکی از مفاهیم بنیادین در نظریه&amp;amp;shy;های زبان&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;شناسی شناختی به‌شمارمی&amp;amp;shy;آید. کاربست اصلی این نظریه، توضیح چگونگی پردازش معنا در ذهن انسان با هدف درک تعامل میان زبان، تفکر و شناخت است. نظریۀ فضاهای ذهنی، نخستین بار در سال 1985 توسّط ژیل فوکونیه، فیلسوف سوئیسی، برای حلّ برخی مشکلات زبان&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;شناختی ارائه‌شد. این نظریه، بر شکل&amp;amp;shy;گیری ساختارهای موقّت و پویا در ذهن انسان تأکیددارد تا نشان‌دهد شبکه&amp;amp;shy;های معنایی و ساختارهای ذهنی مرتبط با آن، چگونه در تحلیل و درک معانی پیچیده، نقش اساسی ایفامی&amp;amp;shy;کنند؛ بر همین اساس، پژوهش حاضر، به بررسی کارکرد این نظریه در تحلیل گفتمان قرآن‌کریم، حول مفاهیم مقاومت می&amp;amp;shy;پردازد. در این راستا، پنج آیه از سوره&amp;amp;shy;های حج، انفال و بقره در حوزۀ مفهومی مقاومت مؤمنان در برابر مشرکان انتخاب‌شده&amp;amp;shy;‌است. در ادامه با بهره&amp;amp;shy;گیری از روش توصیفی‌تحلیلی، واژگان منتخب در چهارچوب نظریۀ فضاهای ذهنی بحث و بررسی‌می‌شوند. تحلیل لایه&amp;amp;shy;های معنایی مرتبط، در بافت آیات قرآن‌کریم و سنجش کارایی این نظریه در فهم عمیق&amp;amp;shy;تر معانی آیات، از اهداف اصلی این پژوهش است. نتایج پژوهش نشان‌می&amp;amp;shy;دهد، آیات الهی از راهبردهای مختلفی در ترسیم گفتمان مقاومت بهره‌می&amp;amp;shy;گیرد که یکی از کارآمدترین آن‌ها، بهره&amp;amp;shy;مندی از فضاسازی ذهنی در ترسیم دقیق&amp;amp;shy; مفاهیم مقاومت است. این پژوهش نشان‌می&amp;amp;shy;دهد که نظریۀ فضاهای ذهنی، قادر است به‌عنوان رویکردی نوین، در تحلیل، تفسیر و ترجمۀ دقیق&amp;amp;shy;تر و غنی&amp;amp;shy;تر آیات الهی به‌کاربرود تا به‌عنوان ابزاری کارآمد، پیام الهی را به صورتی جامع و مؤثّر به مخاطب منتقل &amp;amp;shy;سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی گفتمان وصیت‌نامه‌های شهدای استان کرمان بر پایۀ رویکرد ون‌دایک</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5071.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;این پژوهش با هدف تحلیل گفتمان انتقادی وصیت‌نامه‌های شهدای استان کرمان انجام شده‌است. وصیت‌نامه‌ها به‌عنوان متونی کوتاه امّا پرمعنا، بازتاب‌دهندۀ باورهای دینی، گرایش‌های ایدئولوژیک و نگرش‌های اجتماعی رزمندگان دوران دفاع مقدّس هستند. این پژوهش درصدد است تا از منظر زبان‌شناسی انتقادی، به‌ویژه با تکیه بر چارچوب نظری ون‌دایک، به بررسی پیوند زبان با قدرت، بازنمایی‌های ذهنی و بازتولید گفتمان مسلّط در این متون بپردازد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمان انتقادی ون‌دایک است. داده‌های تحقیق، شامل مجموعه‌ای از وصیت‌نامه‌های شهدای لشکر ۴۱ ثارالله استان کرمان است. ابتدا متن‌ها از نظر محتوایی دسته‌بندی شدند، سپس مفاهیم کلیدی با توجه به ابعاد شناختی، اجتماعی و گفتمانی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان‌می‌دهد که وصیت‌نامه‌ها عمدتاً از گفتمان دینی- انقلابی تبعیت‌می‌کنند که در آن مفاهیمی چون جهاد، شهادت، اطاعت از ولایت ‌فقیه و مبارزه با استکبار جهانی برجسته‌شده‌اند. همچنین ساختار زبانی این متون، نشان‌دهندۀ بازتولید نظام‌مند ارزش‌ها و هنجارهای مورد تأیید گفتمان رسمی نظام مقدّس جمهوری اسلامی است. ابعاد شناختی نیز به درک خاص شهدا از مفاهیم مانند دشمن، وطن و تکلیف شرعی اشاره دارد. وصیت‌نامه‌های شهدا، علاوه‌بر ارزش‌های معنوی، دارای ظرفیت تحلیلی بالایی در شناخت گفتمان‌های سیاسی و فرهنگی دهۀ شصت هستند. این متون می‌توانند به‌عنوان آینه‌ای از ذهنیت جمعی دوران جنگ و ابزار بازتولید گفتمان رسمی نظام مقدّس جمهوری اسلامی درنظرگرفته‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جُستاری در مؤلفه‌های ادبیات پایداری ایران باستان</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5083.html</link>
      <description>مبارزه با ظلم و ستم؛ و پایداری در برابر آنچه داشته‌های مادّی و معنوی انسان‌ها را به‌مخاطره‌می‌اندازد، امری نوظهور نیست و در فطرت و باورهای فکری و دینی ایرانیان از گذشته‌های دور ریشه‌دارد. هرچند شرایط سیاسی و اجتماعی و حاکمیت‌های ضعیف در دوره‌های مختلف، از تبلور ملّی آن مانع‌شده‌است ولی متون به‌جامانده از دوره‌های مختلف، حکایت از روح ظلم‌ناپذیر و سلحشور ایرانیان دارد. این پژوهش، تلاشی است برای اثبات این گزاره در میراث مکتوب ایرانیان؛ یعنی متون به‌جامانده از ایران باستان. ایران از گذشته‌های بسیار دور با جنگ‌ها و ناآرامی‌های زیادی روبه‌رو بوده‌است و به همین علّت مردم این کشور همواره زیر فشار بوده‌اند و برای نگهداشت سرزمین و فرهنگ کهن خود، به‌سختی مبارزه و پایداری‌کرده‌اند. علاوه‌بر جنگ‌های سرزمینی، اعتقادات دینی باستان و تفکّر مبتنی بر دوگانه‌هایی چون اهورا‌مزدا و اهریمن، خیر و شر، نور و ظلمت و... بستر قابلی برای تجلّی روح مقاومت دربرابر مفاهیمی که آن را شرّ و ظلمت و بدی می‌دانستند، فراهم‌کرده‌است. از مهم‌ترین متون به‌جامانده از این دوران می‌توان به اوستا، کتیبة بیستون، یادگار زریران، نامة تنسر و کارنامة اردشیر بابکان ‌اشاره‌کرد. در این پژوهش به شیوة توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌‌ای، مؤلّفه‌های پایداری در این متون استخراج‌شد که نتایج آن حاکی از وجود نشانه‌های قوی از روح پایداری و مقاومت دربرابر عوامل تهدیدکنندة فرهنگی و سرزمینی، متناسب با زمانه و زمینه‌های فکری و دینی و محیطی انسان‌های دورة باستان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از تخریب خواستن تا فروپاشی؛ درهم‌تنیدگی توانش‌های افعال مؤثر و نقصان معنا در پیش‌برد نظام گفتمان مقاومت در داستان أرض البرتقال الحزین</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5091.html</link>
      <description>یکی از عناصر روایی در رویکرد نشانه‌معناشناسی، نقصان یا بحران معنا است که تحت تأثیر اختلال یا ازبین‌رفتن توانش‌های افعال مؤثر در نظام کنشی شکل‌می‌گیرد. درواقع، زمانی که افعال مؤثر در نظام کنشی با اختلال یا انهدام روبه‌رو شوند، نقصان معنا شکل‌می‌گیرد؛ در صورتی‌ که سوژه بتواند توانش‌های افعال مؤثر خود را بازیابی‌کند، نقصان برطرف‌می‌شود امّا اگر تمام توانش‌ها را از دست دهد دچار فروپاشی می‌شود. مطالعۀ این فرایند مشخص می‌کند که چگونه توانش‌های افعال مؤثر، در مرکز عملیات روایی قرار گرفته و با ایجاد نقصان، باعث تغییر در کنش‌های موجود می‌شوند و فرایند دگرگونی معنایی را رهبری‌می‌کنند. داستان أرض البرتقال الحزین، سرشار از افعال مؤثر است که باعث ایجاد نقصان وتغییرات در کنش‌های داستان می‌شود؛ به این صورت که فقدان افعال بنیادین مانند &amp;amp;laquo;خواستن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;توانستن&amp;amp;raquo;، پی‌درپی موجب بروز نقصان‌های تازه می‌شود. این زنجیرۀ نقصان‌ها، حرکت روایی را از مسیر هدفمند اوّلیه منحرف کرده و آن را به سمت بحران و فروپاشی سوق‌می‌دهد. مقالۀ حاضر می‌کوشد با روش توصیفی - تحلیلی و با هدف تبیین گفتمان مقاومت در راستای اثبات خیانت جامعۀ بین‌الملل و رفتارهای دوگانۀ کشورهای عربی، داستان مذکور را با تکیه‌بر کارکرد افعال مؤثر، بررسی و تحلیل‌کند و به بررسی معنای حاصل از شکل‌گیری نقصان‌های متعدّد و تأثیر آن بر نظام کنشی موجود بپردازد. با بررسی این داستان مشخص می‌شود که راوی در این داستان، با ورود صهیونیست، توانش‌های افعال مؤثر خود را از دست‌ می‌دهد و در معرض نقصان‌های تحمیلی صهیونیست‌ها قرارمی‌گیرد، این نقصان‌های متعدّد، باعث می‌شود زنجیره‌ای از کنش‌ها مانند تلاش برای بقا و حفظ هویت، شکل‌گیرد. هر نقصان، زمینه‌ساز نقصانی جدید می‌شود و راوی به‌تدریج تمام افعال مؤثر را از دست می‌دهد و دچار فروپاشی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جریان‌ ‌شناسی ادبیات پایداری در ایران باستان</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5092.html</link>
      <description>جریان پایداری و متون برآمده از این جریان در ایران باستان (در اشکال مختلف)، جریانی چندوجهی و ریشه‌دار در تاریخ و فرهنگ این سرزمین است که صرفاً مجموعه‌ای از آثار پراکنده نیست بلکه منظومه‌ای منسجم از ارزش‌ها، باورها و الگوهای رفتاری بوده که در قالب‌های گوناگون ادبی و روایت&amp;amp;shy;های ژرف از اسطوره تا حماسه و متون دینی، بازتاب یافته‌است. این پژوهش، با هدف بازشناسی مؤلفه‌های اساسی این جریان و عوامل مؤثّر در شکل‌گیری آن، به بررسی نقش اسطوره‌ها، باورهای دینی، ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه و تهاجمات خارجی در تکوین ادبیات پایداری پیش از اسلام می‌پردازد. همچنین از طریق تحلیل جریان‌شناسی ادبیات پایداری در دورۀ باستان، نقش نهادهای ادبی، رسانه‌ها و شرایط اجتماعی-سیاسی بررسی‌شده‌است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه جریان‌های ادبیات پایداری قبل از اسلام در ایران شکل گرفته‌اند و چه مؤلفه‌های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی در این فرآیند مؤثّر بوده‌اند. روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی (تحلیل محتوای مضمونی) با اتکا به منابع کتابخانه‌ای و متون گزارش‌شده از ایرانِ قبل از اسلام است. یافته &amp;amp;shy;های این تحقیق نشان‌می‌دهد چگونه ادبیات پایداری به‌عنوان ابزاری برای حفظ هویت ملّی، پاسداشت اعتقادات دینی و باورهای اخلاقی، انسجام اجتماعی و مقاومت دربرابر ظلم و استبداد عمل کرده و مضامین و نمادهای آن، الهام‌بخش نسل‌های بعدی در دوره‌های تاریخی بعد شده‌است. ادبیات پایداری پیش از اسلام، نه‌تنها میراثی ارزشمند از نظر ادبی و هنری است بلکه سندی بر پویایی و مقاومت فرهنگ ایرانی دربرابر چالش‌های گوناگون است. این ادبیات، با ارائۀ الگوهای قهرمانی، نمادهای ملّی و ارزش‌های اخلاقی، به شکل‌گیری هویت ایرانی کمک کرده و الهام‌بخش نسل‌های بعدی در دوره‌های تاریخی پسین شده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد پسااستعماری رمان مهاجر سرزمین آفتاب</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5095.html</link>
      <description>نقد پسااستعماری به‌عنوان رویکردی تحلیلی در مطالعات ادبی، فرهنگی و اجتماعی، به بررسی پیامدهای تاریخی استعمار می‌پردازد. این رویکرد با تمرکز بر مفاهیمی چون سلطه، تحقیر فرهنگی، مقاومت و نابرابری، تلاش می‌کند چگونگی تأثیرگذاری استعمار بر جوامع و افراد را آشکار کند و با تحلیل پیامدهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استعمار، نقش حیاتی در تحلیل متن ایفاکند. از سوی دیگر، ادبیات پایداری به بازنمایی مقاومت در برابر سلطه دشمنان می‌پردازد و اغلب به چالش‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی روان‌شناختی ناشی از مواجهه با سلطه توجه دارد. کتاب &amp;amp;laquo;مهاجر سرزمین آفتاب&amp;amp;raquo;، روایت خاطرات تنها مادر شهید ژاپنی در ایران، نمونه‌ای برجسته از ادبیات مهاجرت است که به دلیل قرارگرفتن هم‌زمان در دو حوزة ادبیات مهاجرت و ادبیات مقاومت، اهمیت بررسی حاضر را مضاعف می‌سازد. هدف از این تحقیق، بررسی کتاب &amp;amp;laquo;مهاجر سرزمین آفتاب&amp;amp;raquo; با تمرکز بر مفاهیم استعماری آن و تحلیل پیامدهای ناشی از استعمار در این اثر است.&#13;
این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام‌شده‌است تا به پرسش‌های زیر پاسخ‌دهد: تجربه استعمار چه تأثیری بر شخصیت‌های این داستان داشته‌است؟ چه مفاهیم اساسی پسااستعماری در این اثر بازتاب یافته‌اند؟ و کدام چالش‌ها در مسیر مهاجرت مطرح‌شده‌اند؟ نتایج تحقیق نشان‌می‌دهد که در این داستان مفاهیم فرودست، خود و دیگری، التقاط فرهنگی و استعمارزدایی به وضوح قابل مشاهده‌اند و مهم‌ترین چالش مهاجرت مسئلة تمایز فرهنگی اجتماعی است و هویت مهاجر به صورت هویتی ترکیبی شکل‌گرفته‌است و تجربة استعمار به بازاندیشی هویت در شخصیت اصلی منجر شده و فضایی برای مقاومت در برابر جریان‌های سلطه فراهم‌کرده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ادبیات متعهّد در آثار میثاق امیرفجر با تأکید بر رمان «درّة جذامیان»</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5098.html</link>
      <description>ادبیات متعهّد از منظر پژوهشگران، با توجّه به چهارچوب‌های فکری و اجتماعی، تعاریف و تفسیرهای متفاوتی داشته‌است. به‌عنوان مثال، سارتر این اصطلاح را نیاز متقابل نویسنده و جامعه می‌داند و هر اثر ادبی که به بیان آزادی، عدالت و برابری بپردازد، متعهّد محسوب‌می‌کند؛ درحالی‌که در دوران پس از انقلاب اسلامی، ادبیات متعهّد عمدتاً با مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;پایداری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مقاومت&amp;amp;raquo; تعریف‌شده‌است. بررسی‌های موجود نشان‌می‌دهد مسئلۀ انسان، به‌عنوان بعدی فراتر از رخدادهای اجتماعی و دیدگاه‌های ایدئولوژیک، در ادبیات متعهّد -به‌ویژه در رمان- کمتر مورد توجّه قرارگرفته، و بیشتر در متون مذهبی، عرفانی و تمثیلی مطرح‌شده‌است. میثاق امیرفجر از جمله نویسندگانی است که این تعهّد را در خدمت فلسفۀ الهی، عرفان و انسان‌شناسی به‌کارگرفته‌است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلّفه‌های ادبیات متعهّد در آثار امیرفجر، به‌ویژه رمان &amp;amp;laquo;درّۀ جذامیان&amp;amp;raquo;، با استفاده از روش تحلیلی انجام‌شده‌است. یافته‌ها نشان‌می‌دهد امیرفجر در آثار خود، از جمله &amp;amp;laquo;درّۀ جذامیان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نغمه در زنجیر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ورقاء&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اشراق&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دو قدم تا قاف&amp;amp;raquo;، از پرداخت صرف به ادبیات غیرمتعهّد اجتناب‌ کرده، و روایت‌های خود را بر پایۀ گفت‌وگو، اندیشه و تقابل‌های فکری سازمان‌دهی‌کرده‌است. سیر تحوّل شخصیت‌ها در این آثار، از مادّی‌گرایی به‌سوی عرفان و معنویت هدایت‌می‌شود و با تأثیر از رسالات عرفانی، مسیر سلوک از خلق تا خدا روایت‌شده‌است. باور به خدای یگانه، امید به نجات‌بخش و مسئولیت اخلاقی، از جمله محتوای محوری آثار او هستند و نشان‌می‌دهند ادبیات متعهّد می‌تواند همزمان، با دغدغه‌های انسانی و فلسفی نیز ارتباط برقرارکند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های هویت ملی و مذهبی در دروس مرتبط با ادبیات پایداری کتب ادبیات دورة متوسطه دوم</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5101.html</link>
      <description>یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ابزاری در نظام آموزش و پرورش کشور، تجلی هویت ملی در کتب فارسی دانش‌آموزان است و از آنجا که زبان، نهاد اصلی اتحاد و انسجام ملت ایران بوده، این مهم در حوزه‌های مختلف ادبیات گران‌سنگ فارسی، متجلی و بارور شده‌است. هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل هویت ملی در دروس ادبیات فارسی متوسطة دوم با تأکید بر ادب پایداری است. روش پژوهش به صورت توصیفی_تحلیلی است و به تشریح و تبیین مؤلفه‌های هویت ملی در فصول ادب پایداری کتب فارسی متوسطه دوم می‌پردازد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در میان گرایش‌های مختلف هویت ملی ایرانی، در کتب زبان و ادبیات فارسی متوسطة دوم بر عناصر دین، وطن و جغرافیای سیاسی، تاریخ و فرهنگ ایرانی تأکید می‌شود و تکیه بر همین اصول فرهنگی است که ایستادگی در برابر ظلم و بی‌عدالتی را تجلی داده است و ایرانیان با گرایش به اسلام، ضمن این که هویت گذشتۀ خود را حفظ کرده‌اند، با جذب تعالیم متعالی و روح‌بخش اسلام، و با بهره‌گیری از ویژگی‌های اخلاقی فرهنگ ایرانی و عاشورایی، به بارور کردن فرهنگ و تمدن اسلامی پرداخته‌اند و توانسته‌اند با تحکیم هویت ایرانی، به هویت دینی خود نیز معنای جدیدی بدهند و مفاهیمی چون عزت و آزادگی و شهادت در راه خدا را در فرهنگ جامعۀ ایرانی و کتب ادبیات دورۀ متوسطه نهادینه سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک شناسی داستان های کوتاه دفاع مقدس دهه ی 90 از منظر زنانه نویسی (مطالعه‌ی موردی مجموعه داستان یخ در بهشت به گردآوری سیده عذرا موسوی)</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5103.html</link>
      <description>یکی از رویکردهای سبک‌شناسی ادبیات داستانی، بررسی سبک نویسندگان بر اساس جنسیت و تفاوت‌های سبکی نویسندگان زن و مرد است. سطوح ساختاری و محتوایی عمده‌ترین تجلی‌گاه تفاوت‌های مذکورند. نویسندگان زن در ادبیات داستانی دفاع مقدس سهم چشم‌گیری دارند و در روایت جنگ عراق علیه ایران اهتمام ورزیده‌اند؛ حضور شخصیت‌های زن و نقش آنان در مواجهه با پدیدة جنگ، موضوع محوری این داستان‌هاست. پژوهش حاضر به مطالعة سبک‌شناسانة تعدادی داستان‌ کوتاه از برخی نویسندگان زن با موضوع دفاع مقدس به نام یخ در بهشت پرداخته و هدف از آن تحلیل مؤلفه‌های سبک زنانه و ارتباط آن با موضوع پایداری است. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای است. برآیند پژوهش نشان می‌دهد سبک زنانه در لایة واژگانی از بسامد بالای واژگان حسی، بهره‌مندی از ترکیب‌های وصفی برخوردار است و دشواژه‌ها نمود اندک دارند. در لایة نحوی بیش‌تر جملات ساده، کوتاه و هم‌پایه‌اند. صدای دستوری متن، صدایی فعال و برآمده از کنشگری شخصیت‌های داستان است و به تبع آن فرآیند مادی افعال نیز بسامد بالایی دارد. ساختار بلاغی داستان‌ها مبتنی بر تشبیه ـ به ویژه حسی به حسی ـ است. در لایة انگاره‌ای تمرکز بر عشق و مضامین مذهبی است. شخصیت اصلی داستان‌ها نیز به زنان اختصاص داده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیالکتیک روشنگری و فرهنگ عامه در رمان نوجوان عقرب‌های ‏کشتی بمبک‎: ‎تحلیل انتقادی بر اساس مکتب فرانکفورت</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5123.html</link>
      <description>مکتب فرانکفورت، با نگاهی نقادانه به «دیالکتیک روشنگری» و مفهوم «صنعت فرهنگ»، پرده از ‏چهره دوگانه فرهنگ در جهان مدرن برمی‌دارد؛ فرهنگی که می‌تواند هم زنجیر باشد و هم کلید ‏رهایی. در این میان، فرهنگ عامه همچون رودخانه‌ای جریان‌یابنده، روایت‌های مردم را با ساختارهای ‏قدرت گره می‌زند؛ گاه در خدمت تثبیت سلطه و گاه در مسیر شکستن آن. رمان عقرب‌های کشتی ‏بمبک اثر فرهاد حسن‌زاده، با بهره‌گیری از زبان محلی، افق‌های بومی و فضای نمادینی چون کشتی ‏متروکه در آبادانِ روزهای پرآشوب انقلاب ۱۳۵۷، صحنه‌ای می‌آفریند که در آن نوجوانان، هویت و ‏آگاهی خویش را در کشاکش میان رسانه، خاطره و مقاومت بازمی‌سازند. این پژوهش با روش ‏تحلیلی-توصیفی، کوشیده است پیوندهای پنهان میان عناصر فرهنگ عامه و نظریه انتقادی فرانکفورت ‏را در ساختار این رمان آشکار کند. هدف، فهم چگونگی زایش آگاهی انتقادی از دل زیست‌روزمره ‏و رمزگشایی از راهبردهایی است که نوجوانان داستان، برای ایستادگی در برابر جریان مسلط به‌کار ‏می‌گیرند. یافته‌ها نشان می‌دهد که نوجوانان رمان عقرب‌های کشتی بمبک با تکیه بر زبان بومی، خاطره ‏جمعی، بررسی خلاقانه فضاهای عمومی و آشنایی با شکل جدید آگاهی و رسانه جمعی، روایت‌های ‏مسلط را دگرگون می‌کنند و از دل محدودیت‌ها، هویتی معترض و آگاه می‌سازند. این کنش‌ها نشان ‏می‌دهد فرهنگ عامه، برخلاف تصور رایج، نه حاشیه‌ای منفعل، بلکه کانونی پویا برای بازتولید معنا و ‏برانگیختن آگاهی انتقادی است؛ کانونی که می‌تواند در دل سلطه، همزمان حافظ گذشته و زاینده ‏امکان‌های رهایی در آینده باشد‎.‎</description>
    </item>
    <item>
      <title>آیرونی و بینامتنیت در فراداستان تاریخ‌نگارانه رمان «سوءقصد به ذات همایونی» با تکیه بر آرای هاچن</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5124.html</link>
      <description>رمان سوءقصد به ذات همایونی اثر رضا جولایی با زبانی هنجارشکن، آگاه از تاریخ‌مندی متن و پرکاربرد در لایه‌های آیرونی کلامی، در چارچوب نظریه ‏‏«فراداستان تاریخ‌نگارانه» لیندا هاچن قرار می‌گیرد. هاچن با تأکید بر ماهیت بازنمایی تاریخ در ادبیات پسامدرن، آیرونی را ابزاری برای فاصله‌گذاری انتقادی ‏میان روایت و واقعیت می‌داند؛ رویکردی که در زبان جولایی، از کنایه‌های تزئینی تا آیرونی سازنده، به‌روشنی قابل شناسایی است. هدف این مقاله، بررسی ‏کارکردهای آیرونی کلامی و بینامتنیت در این رمان و تحلیل آن‌ها از منظر زبان‌شناسی و روایت‌شناسی است تا چگونگی پیوند عناصر تخیلی و مستند در ‏بازآفرینی پایداری تاریخی روشن شود. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی بوده و با تمرکز بر شواهد متنی، ساختار روایی، لحن و ارجاعات بینامتنی انجام گرفته ‏است. یافته‌ها نشان می‌دهد که جولایی با بهره‌گیری از زمان‌پریشی، تلفیق شخصیت‌های واقعی و خیالی و به‌کارگیری زبان کوچه‌بازاری در کنار تصاویر ‏بینامتنی، روایتی چندلایه و انتقادی خلق می‌کند که هم تاریخ را به چالش می‌کشد و هم از ظرف زبان برای برساختن معنای تازه بهره می‌گیرد. نتیجه آن ‏است که این رمان، نمونه‌ای موفق از هم‌نشینی زبان و تاریخ در قالب فراداستان تاریخ‌نگارانه است که مرز واقعیت و داستان را سیال ساخته و خواننده را به ‏بازاندیشی در روایت‌های قطعی مقاومت مردم در طول تاریخ فرامی‌خواند.  ‏</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل آیکونولوژیک یادمان شهید خرازی در شهر اصفهان</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5132.html</link>
      <description>یادمان‌های شهری هویت خاصی به مکان‌ها می‌بخشند و در بسیاری موارد، هویت آن‌ها بر اثر همین یادمان‌ها شکل می‌گیرد، به‌ویژه یادمان‌های شهدا که نقش نمادین و فرهنگی مهمی دارند. این یادمان‌ها نمادی از ارزش‌ها و آرمان‌های شهدا و نقش آن‌ها در فرهنگ و جامعه معاصر هستند، و اغلب نشان‌دهنده معانی عمیق فرهنگی و تاریخی ایران‌اند. بازتولید این معانی در هنر معاصر، نشان‌دهنده تفکر و اندیشه‌ورزی هنرمندان است. با وجود اهمیت این آثار، نوآوری و اندیشه‌ورزی در آنها کمتر مورد تحلیل عمیق قرار گرفته است. این پژوهش، مطالعه موردی یادمان شهید خرازی در اصفهان است و سوال اساسی آن این است که عناصر بصری موجود در این یادمان چه معانی و اندیشه‌هایی را منتقل می‌کنند.یافته‌های تحقیق در دو بخش حاصل شده-است: اول؛ مشاهده و تحلیل شیوۀ طراحی یادمان و دوم؛ خوانش معانی نمادین عناصر بصری از طریق مطالعۀ منابع اسنادی و کتابخانه‌ای. فرایند تفسیر و تحلیل داده‌ها به روش آیکونولوژی انجام گرفته‌است. نتایج این پژوهش بیان‌گر آن است که: همنشینی عناصر بصری در یادمان شهید خرازی نمودی از جاودانگی است که در سطحی عمیق‌تر معانی چندلایه‌ای را با خود به همراه دارد. ازجمله: ارتباط بصری نور خورشید، هشت ضلعی و آب که می‌تواند به عنوان نمادی از زایش میترا و طلوع خورشید در معنای اسطوره‌ای تعبیر شود. در سطحی دیگر و در پیوند با آموزه‌های دینی- اسلامی، تجلی نور را می‌توان با جایگاه ذات بازی‌تعالی و ارتباط شهید با آن نیز تعبیر کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی مفهوم شهادت در شعر قیصر امین‌پور با رویکرد نشانه‌شناسی فرهنگی: مطالعه موردی بر مجموعه تنفس صبح</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5137.html</link>
      <description>شهادت به‌عنوان یکی از مفاهیم بنیادین در گفتمان انقلاب اسلامی و ادبیات دفاع مقدس، جایگاهی ویژه در ساختار فرهنگی و هویتی جامعه ایرانی دارد. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکرد نشانه‌شناسی فرهنگی، به بررسی نحوه بازنمایی این مفهوم در مجموعه شعر «تنفس صبح» اثر قیصر امین‌پور می‌پردازد. هدف اصلی پژوهش، تحلیل نشانه‌های زبانی، تصویری و بینامتنی مرتبط با شهادت و تبیین چگونگی معناپردازی آن‌ها در تعامل با رمزگان‌های فرهنگی، حافظه جمعی و گفتمان‌های غالب دوران جنگ تحمیلی است. روش تحقیق، کیفی و مبتنی بر تحلیل نشانه‌شناختی فرهنگی است که با تمرکز بر نمونه‌های شعری منتخب از مجموعه مذکور انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که امین‌پور با بهره‌گیری از نشانه‌هایی چون نور، خون، پرواز، گل، عاشورا و کربلا، به خلق نظامی معنایی دست زده است که در آن شهادت به‌عنوان یک نشانه‌ فرهنگی چندلایه، واجد معناهای دینی، ملی، انسانی و زیبایی‌شناختی است. این نشانه‌ها در بستر فرهنگی خاص دهه‌های نخست پس از انقلاب، به بازتولید و تثبیت گفتمان شهادت در حافظه فرهنگی مخاطب کمک کرده‌اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شعر امین‌پور نه‌تنها بازتاب‌دهنده‌ فرهنگ شهادت است، بلکه در فرآیند بازنمایی، به بازآفرینی آن نیز می‌پردازد. این بازنمایی با فاصله‌گیری از زبان رسمی و تبلیغاتی و با تکیه بر زبان شاعرانه، استعاری و انسانی، تصویری ماندگار و تأثیرگذار از شهادت ارائه می‌دهد؛ تصویری که هم‌زمان در سطوح ادبی، فرهنگی و اجتماعی قابل تحلیل و تأمل است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شناختی بازنمایی مفاهیم پایداری در آیات قرآنی و اشعار سپیده کاشانی و فدوی طوقان</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5160.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل شناختی بازنمایی مفاهیم پایداری در سه بستر متنی متفاوت می‌پردازد: آیات منتخب قرآن کریم، اشعار سپیده کاشانی و فدوی طوقان. چارچوب نظری تحقیق بر اساس نظریه آمیختگی مفهومی فوکونیه و ترنر، استعاره مفهومی لیکاف و جانسون و معناشناسی چارچوبی فیل‌مور شکل گرفته است. هدف مطالعه، بررسی چگونگی شکل‌گیری شبکه‌های مفهومی مشترک و تفاوت‌های فرهنگی-تاریخی در بازنمایی مفاهیم کلیدی پایداری مانند صبر، مقاومت، جهاد و شهادت است. یافته‌ها نشان می‌دهد قرآن کریم با بهره‌گیری از استعاره‌های بنیادین و ساختارهای مفهومی پایدار، الگوهای مشترکی برای درک پایداری ایجاد می‌کند. این الگوها در اشعار کاشانی و طوقان بازتولید شده، اما هر شاعر متناسب با زمینه فرهنگی و اجتماعی خود آن‌ها را بازآفرینی کرده است: کاشانی پایداری را در پیوند با فرهنگ عاشورایی و نمادهای انقلاب اسلامی ایران تصویر می‌کند، در حالی که طوقان از استعاره‌های سرزمین‌محور و حماسی برای بازنمایی مقاومت فلسطین بهره می‌گیرد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تحلیل شناختی، علاوه بر آشکارسازی تداوم و گسست معنایی، امکان درک عمیق‌تر روابط بینامتنی را فراهم می‌کند و می‌تواند در آموزش ادبیات مقاومت و مطالعات معناشناختی قرآن نقشی مؤثر ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ماهیت و ویژگی‌های ادبیات پایداری</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5177.html</link>
      <description>ادبیات پایداری با دو مفهوم اصلی «ایستادگی بر» و «دفاع از» که هر یک دارای زیرمجموعۀ وسیعی است، با آمیزش سه عنصر واقعیت، تخیل و اسطوره، ضمن جاودانه نمودن یاد و خاطرۀ قهرمانان بزرگ ملی و جهانی، بخش مهمی از درونمایه‌های مشترک جهانی را که مایۀ مباهات و نازش بشر است، در خود جای داده است. علی‌رغم آن‌که تلاش‌های ارزشمندی در معرفی و شناخت ماهیت ادبیات پایداری توسط اندیشمندان و نظریه‌پردازان صورت پذیرفته، این وجه ادبی همچنان ناگفته‌های بسیار دارد و می‌توان با تغییر نگاه و چشم‌انداز، نکات دیگری را همچنان مطرح کرد. این امر ناشی از عظمت این نوع ادبی است که ریشه در فطرت ستم‌ستیز آدمی دارد. از این رو، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی و با تکیه بر درونمایه‌ها و مضامین مشترک و تکرار شونده، در تلاش است تا ویژگی‌های تعیین‌کنندۀ آن را تبیین نماید و نشان دهد که ادبیات پایداری با پیشینۀ ژرف خود، تا چه حد می‌تواند در نزدیک ساختن ملت‌هایی که در موقعیت‌های مشابه قرار گرفته‌اند، زمینۀ همدلی و اتحاد ملی و جهانی همۀ انسان‌های آزاده را فراهم کند. یافته‌های گفتار حاضر بیان‌گر آن است که ادبیات پایداری، صرف نظر از تفاوت‌هایی که در اثر زیستگاه و منشأ پیدایش آن در میان اقوام و ملل مختلف دارد، ادبیاتی متعهد و اخلاق‌مدار، آیینی، سیاسی، مخاطب‌محور و واقع‌گراست و می‌توان آن را ادامۀ عمل و مبارزه در میدان‌های واقعی دانست. این ادبیات با زبانی ساده و در عین حال نمادین و همه‌جانبه، آثاری چند ساحتی و عمیق را به وجود آورده  است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان مقاومت در رمان «الشوک و القرنفل» یحیی السنوار: مطالعه ای بر پایه نظریه لاکلائو و موفه</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5178.html</link>
      <description>نظریه تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه با تأکید بر ماهیت گفتمانی  پدیده‌های اجتماعی، چارچوبی نوین برای فهم جامعه ارائه داده که امکان بازتعریف هویت و چشم‌انداز آینده جامعه را فراهم می‌آورد؛ این پژوهش با تکیه بر این نظریه وبا توجه به‌ضرورت درک چگونگی شکل‌گیری و تثبیت روایت‌های هژمونیک در فضای گفتمانی جامعه فلسطین به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی رمان «الشوک والقرنفل» یحیی السنوار پرداخته. این پژوهش بر مفاهیم کلیدی: مفصل‌بندی، دال مرکزی، ضدیت، هژمونی، حاشیه‌رانی و برجسته‌سازی، اسطوره، قابلیت دسترسی و اعتبار استوار است. نتایج تحلیل حاکی از آن است که نویسنده با بهره‌گیری از اصل ضدیت و ساخت نظم گفتمانی متخاصم، نه‌تنها تاریخ سیاسی یک دوره را روایت می‌کند، بلکه از ساختار ادبی برای هویت‌بخشی و معنامندی به گفتمان ما (مقاومت) در برابر غیر (صهیونیست) استفاده کرده، هویت‌ سوژه‌های فلسطینی در رمان، از طریق تقابل مطلق با غیر خارجی و تهدیدکننده یعنی صهیونیسم با کاربست مفهوم منطق هم ارز قوام می‌یابند درحالی‌که ساختار آگونیستی و تکثرگرای جامعه فلسطین از طریق منطق تفاوت تبیین شده، همچنین مشخص گردید؛ این رمان تنها یک روایت صرف نیست، بلکه به مثابۀ ابزار هژمونیک عمل می‌کند تا صهیونیست‌ (گفتمان مسلط) را به حاشیه براند و گفتمان مقاومت را بر اساس اصول‌دینی، فرهنگی و تربیتی برجسته و آن را در جامعه فلسطین به عینیت تبدیل نماید. گفتمان مقاومت اسلامی با قراردادن اسطوره حماس در موقعیت قابلیت دسترسی در بحران و تزریق اعتبار تاریخی - دینی به آن، تنها جایگزین واقعی و هژمونیک در برابر گفتمان‌های شکست‌خورده (رویکرد مصالحه و مذاکره فتح) مطرح می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مؤلّفه‌های هویت ملّی در رمان «قناع بلون السماء» اثر باسم خندقچی</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5188.html</link>
      <description>مسئلۀ هویت ملّی، به‌ویژه در جوامع تحت اشغال همچون فلسطین، از پیچیده‌ترین چالش‌های فرهنگی معاصر به‌شمار می‌رود. تلاش‌های مستمر برای تضعیف عناصر هویت فلسطینی، رمان را به عرصه‌ای مهم برای بازتعریف و تثبیت مؤلّفه‌های هویتی بدل کرده است. در این راستا، رمان جدید قناع بلون السماء باسم خندقچی، نویسندة معاصر فلسطین، با بازنمایی وضعیت فلسطینیان، بستری مناسب برای بررسی مؤلّفه‌های بنیادین هویت ملّی و بحران‌های برخاسته از آن فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی - تحلیلی می‌کوشد تا نشان دهد کدام مؤلّفه‌های هویت ملّی در این رمان برجسته شده و چگونه بحران هویتی فلسطینیان در روایت بازتاب یافته است. ازاین‌رو، با تمرکز بر پنج مؤلفۀ زبان، دین، فرد، سرزمین و تاریخ، واکاوی آن‌ها را به‌عنوان هدف اصلی دنبال می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد زبان به‌عنوان ابزار ارتباطی، در کشاکش میان زبان مادری و زبان‌های بیگانه، تعارض درونی شخصیت‌ها را بازتاب می‌دهد؛ دین به‌عنوان عامل انسجام فرهنگی، با حضور تعارض‌های اعتقادی و بحران‌های معنوی نسل‌های مختلف، نقش خود را در تثبیت یا تضعیف هویت ملّی نشان می‌دهد؛ در حوزۀ فردی، مواجهۀ شخصیت‌ها با هویت‌های متضاد و فشارهای زیستی، به بحران هویت فردی و در نهایت بحران هویت ملّی دامن می‌زند؛ سرزمین به‌عنوان محور اصلی تعلق ملّی، با بارگذاری تاریخی و فرهنگی، جایگاهی بنیادین در حفظ انسجام هویت ملّی دارد؛ و درنهایت، تاریخ از یک‌سو با افشای تحریف‌های صهیونیستی به ابزاری برای مقاومت و بازشناسی هویت بدل می‌گردد، و از سوی دیگر با غفلت شخصیت‌ها از تاریخ ملّی، بحران هویت را تعمیق می‌بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی گفتمان رمان «الشوک و القرنفل» اثر یحیی السنوار (بر پایه رویکرد انتقادی نورمن فرکلاف)</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5198.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه‌ی تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف، رمان الشوک و القرنفل اثر یحیی السنوار را مورد بررسی قرار داده است تا بازتاب قدرت، ایدئولوژی و مقاومت در ساختار زبانی و روایی اثر روشن شود. داده‌ها به روش کتابخانه‌ای گردآوری و با شیوه‌ی توصیفی-تحلیلی تحلیل شدند؛ متن عربی رمان و ترجمه‌ی فارسی آن با عنوان خار و میخک مبنای بررسی قرار گرفت. تحلیل در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین نشان داد که زبان در این اثر فراتر از روایت صرف است و ابزاری برای مقابله با سلطه و بازآفرینی هویت جمعی فلسطینیان محسوب می‌شود. در سطح توصیف، انتخاب واژگان مترادف و متضاد، استعاره‌های مردمی و ساختارهای نحوی ساده، واقعیت‌های فقر، آوارگی و تبعیض را بازنمایی می‌کند. در سطح تفسیر، ارتباط زبان با بستر اجتماعی-سیاسی فلسطین آشکار شد و استفاده از زبان روزمره و گفت‌وگوهای بومی، نوعی گفتمان مقاومت را می‌آفریند که کلمات را به سلاحی فرهنگی در برابر اشغال تبدیل می‌کند. در سطح تبیین، رمان گفتمان مقاومت را بازتولید می‌کند و با مؤلفه‌های زبانی و روایی، ایدئولوژی پایداری و آزادگی را تقویت می‌کند. تحلیل نشان داد که زبان در این اثر نیرویی فعال در خلق معنا و تقویت هویت جمعی است و رابطه‌ای دیالکتیکی با جامعه برقرارمی‌کند. السنوار با پیوند مستقیم زبان و جامعه، نقش آن را در مقاومت و رهایی برجسته می‌سازد و ادبیاتی متعهد و آگاهی‌بخش خلق می‌کند که هم بازتاب‌دهنده رنج فلسطینیان و هم نمایانگر اراده‌ی آنان برای مقاومت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شگردهای طنز در اشعار دفاع مقدس با رویکرد نظریه‌ی عدم تجانس</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5245.html</link>
      <description>ادبیات دفاع مقدس به‌عنوان یکی از جریان‌های اثرگذار در شعر معاصر فارسی، بازتاب‌دهنده تجربه‌های انسانی، اجتماعی و اخلاقی دوران جنگ و پس از آن است. در میان گونه‌های مختلف این ادبیات، طنز جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا با فاصله‌گذاری از فضای حماسی، امکانی برای نقد، بازاندیشی و بازسازی ارزش‌ها فراهم می‌کند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه عدم تجانس  به تحلیل شگردهای طنز در اشعار دفاع مقدس پرداخته است. هدف پژوهش، تبیین سازوکار خنده و آگاهی در این آثار و نشان دادن نقش طنز در آشکارسازی تضاد میان آرمان‌های جنگ و واقعیت‌های اجتماعی پس از آن است.
روش تحقیق، کیفی و توصیفی–تحلیلی است و داده‌ها از میان آثار شاعران شاخص این حوزه مانند عبدالملکیان، بیابانکی، مؤدب، نوری گندم‌آباد، صادقی و دیگران گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد طنز در این اشعار در دو سطح عمده ظهور می‌کند: طنز عبارتی، که از صنایع بلاغی چون کنایه، ایهام، جناس و تلمیح بهره می‌گیرد، و طنز موقعیت، که بر وارونگی ارزش‌ها، غافلگیری، و تضادهای رفتاری و اجتماعی استوار است.
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که طنز در شعر دفاع مقدس نه به‌منزله شوخی، بلکه به‌مثابه فرآیند شناختی «ادراک تضاد میان آرمان و واقعیت» عمل می‌کند. خنده در این آثار واکنشی حسی نیست، بلکه کنشی آگاهی‌بخش است که ذهن مخاطب را از لایه‌های سطحی زبان به درک عمیق‌تر از حقیقت، اخلاق و زمانه رهنمون می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیوه های تامین امنیت در عصر غزنوی از نظر ابوالفضل بیهقی</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5285.html</link>
      <description>تاریخ بیهقی در تجزیه و تحلیل نقاط ضعف و قوّت حکومت سلطان محمود و مسعود غزنوی از نظر امنیّت نظامی و نیز سایر ابعاد امنیّت بهترین اثر تاریخی – ادبی قلمداد می گردد. در این پژوهش ابعاد گوناگون امنیّت نظامی و مصادیقی؛ چون: صلح مقتدرانه، سامانه های اطّلاعات، جنگ روانی، ازدواجهای سیاسی و غیره در این اثر سترگ باز مانده از دولت غزنویان تبیین شده است؛. شباهتها در ویژگیهای امنیّتی نظامی این کتاب و دوران کنونی قابل تأمل و کاربردی است. این پژوهش با انعکاس و تحلیل نقاط قوّت و ضعف حکومت غزنوی در شاخه ی امنیّت نظامی، به سیاستمداران ما کمک می کند تا زمینه های سعادت و شقاوت خود را بازشناسند.  نخستین نیاز بشر برای ادامه ی حیات در روی زمین،امنیّت در ابعاد مختلف  زندگی فردی و جمعی است، یکی از مهمّ ترین آنها «امنیّت نظامی» است. با التفات به اطلاعات دقیق و صداقت گفتار ابوالفضل بیهقی در اثر شهیر خود- تاریخ بیهقی- می توان این شاهکار ادبی، تاریخی را به عنوان منبعی موثق در تحلیل نقاط ضعف و قوّت حکومت غزنوی از حیث مسائل امنیّتی در تمامی ابعاد آن قلمداد نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رساله‌ی «شیخ و شوخ»: گفتمان پایداری فرهنگی و مقاومت ضد استعماری در پایان دوره‌ی قاجار</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5287.html</link>
      <description>دوره قاجار از زوایای مختلفی سرآغاز عصر نوین در ایران و از سویی دوره مواجهه ناگزیر ایرانیان با تمدن غرب بود که موجب شد بسیاری از منورالفکران با چشم حیرت به تمدن غرب بنگرند. در این میان رساله‌ی «شیخ و شوخ» گفتمانی متفاوت دارد، این رساله متنی سیاسی-اجتماعی از اواخر عصر قاجار، در قالب مناظره‌ای انتقادی میان شیخ سنت‌گرا و شوخ متجدد، به نقد وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران می‌پردازد. لذا سوال اصلی نوشتار حاضر آن است که رساله چه نگاهی به تمدن و دستاوردهای غرب دارد، فرهنگ ایرانی را چگونه می‌سنجد و راهکار پیشنهادی آن برای پیشرفت و توسعه بر کدام اصول استوار است. برای پاسخ به این سوالات پژوهش حاضر با کاربست روش تحلیل گفتمان این اثر را مورد مداقه قرار می دهد. رساله با زبانی طنزآمیز و هجوآمیز، فساد حکومتی، تزویر و غفلت دولت قاجار را نقد کرده و از عمومیت فساد و ناکارآمدی نظام سیاسی فریاد می‌کشد. در بعد مقاومت ضد استعماری، متن به نفوذ قدرت‌های بیگانه، به‌ویژه انگلیس و روس، و خطر تقلید کورکورانه از علوم غربی مانند «سیویلیزاسیون» و «کشتی پولیتیک» اشاره می‌نماید و توطئه‌های خارجی برای تضعیف ایران را گوشزد می‌کند. در حوزه پایداری فرهنگی، شیخ بر حفظ هویت ملی و اسلامی، دوری از فرهنگ بیگانه و دفاع از سنت‌ها تأکید می‌ورزد و علوم سنتی را بر الفبای فرنگی ترجیح می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی هویت فلسطینی در شعر معین بسیسو: تحلیلی گفتمانی بر اساس دیدگاه استوارت هال</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5288.html</link>
      <description>تحولات سیاسی و اجتماعی خاورمیانه و مبارزات مردمی در کشورهای عربی بازتاب‌دهندۀ جنبش‌های معاصر آزادی‌خواهانه و مقاومت در برابر سلطه و اشغالگری است. در این میان، مسئلۀ فلسطین به‌عنوان کانون اصلی ستیز با اشغالگری، بیش از هر سرزمین دیگری جلوه‌گر مفهوم بیداری و هویت جمعی ملت‌های منطقه است. شعر فلسطینی، به‌ویژه آثار معین بسیسو، نه تنها آینه‌ای برای بازتاب آلام، آرمان‌ها و تاریخ مقاومت ملت فلسطین است، بلکه فضایی فعال برای بازنمایی و بازآفرینی هویت جمعی آنان فراهم می‌کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و بر پایۀ نظریۀ هویت فرهنگی و بازنمایی استوارت هال، به بررسی چگونگی شکل‌گیری و بازتاب هویت فلسطینی در شعر بسیسو می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که شاعر با بهره‌گیری از زبان نمادین، ترکیب عشق به وطن، رنج غربت، جان‌فشانی، شهادت و مقاومت، هویت فلسطینی را نه به‌عنوان مفهومی ایستا، بلکه به صورت فرایندی پویا و در حال شکل‌گیری بازنمایی می‌کند. خون شهید، تجربۀ آوارگی و مقاومت فعال در برابر ظلم، به‌عنوان عناصر حیاتی هویت جمعی در آثار او تصویر شده‌اند. شعر بسیسو فراتر از بیان فردی عمل می‌کند و با ترکیب زیبایی‌شناسی ادبی و کنش‌گری سیاسی، هویت جمعی فلسطینی را تثبیت و به نسل‌های بعد منتقل می‌سازد. بدین ترتیب، ادبیات او نشان می‌دهد که هنر می‌تواند ابزار مؤثری برای مقابله با اشغال، استمرار مقاومت ملی و شکل‌دهی به امید، اراده و هویتی پایدار برای آیندۀ ملت فلسطین باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جلو های مقاومت در دیوان طوفان الاقصی براساس نظریه نشانه شناسی مایکل ریفاتر</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5330.html</link>
      <description>قصیده «طوفان الاقصی» با بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبانی و ساختاری خود، جلوه‌های پایداری فرهنگی، هویتی و معنایی را بازنمایی می‌کند. بر اساس نظریه ریفاتر، پایداری در ادبیات به توانایی متن در حفظ معنا، تصویر و انسجام ساختاری در گذر زمان اشاره دارد. این پژوهش به روش توصیفی–تحلیلی و براساس الگوی نشانه‌شناسی ریفاتر انجام شده است و نخست، خوانش اولیه جلوه‌های پایداری در قصیده «طوفان الاقصی» مورد بررسی قرار گرفت و سپس، از طریق خوانش پس‌کنشانه، دلالت‌های شعری پنهان در لایه‌های عمیق متن کشف شد. بررسی هیپوگرام‌ها و ترکیب‌های زبانی قصیده نشان می‌دهد که شاعر با بهره‌گیری از الگوهای نمادین، تکرار صوتی و تصویری و ساختارهای معنایی مستحکم، توانسته است مقاومت فرهنگی و استمرار هویت جمعی را در مواجهه با بحران‌ها و تحولات اجتماعی به تصویر بکشد. نتایج مطالعه حاکی از آن است که «طوفان الاقصی» نه تنها یک اثر ادبی بلکه نمونه‌ای زنده از بازنمایی پایداری معنایی و فرهنگی در شعر کلاسیک معاصر است. این شعر با استفاده از انواع کنش‌های ساختاری و پس‌کنشانه، انباشت و هیپوگرام، محوریت خود را بر فلسطین و مقاومت قرار داده و به تصویر کشیدن ویژگی‌های مقاومت می‌پردازد. مهم‌ترین مضامین ماتریس این اثر عبارت‌اند از: مقاومت، فلسطین، صبر، امید، پایداری و تطهیر ظلم؛ که با مفهوم جهاد درهم‌آمیخته‌اند. در واقع، جهاد و مقاومت در این شعر به معنای پایان ظلم و افراشتن پرچم آزادی بازنمایی شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیدایش ژانر عاشقانه‌های مقدس در ادبیات پایداری ایران</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5348.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی پیدایش ژانر عاشقانه‌های مقدس، همسرانه نویسی ها در ادبیات پایداری ایران به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. اهمیت موضوع از آنجایی است که بسامد عاشقانه‌های همسرانه نویس در تاریخ بعد از انقلاب 57 و از اواخر دهه هشتاد به بعد مورد توجه خاصی قرار گرفته است. در این سال‌ها شور و هیجان، استفاده از کلمات و عبارات عاشقانه پر رنگ تر و شفاف‌تر از قبل، کم رنگ شدن پنهان کاری ابراز علاقه صورت جدیدی از عاشقانه‌های مذهبی را به تصویر کشیده است. نتایج پژوهش نشان داد که سه دوره در شکل‌گیری و رشد و بسامد عاشقانه‌های مذهبی همسرانه نویس مورد توجه بوده است به طوری که در دوره اول توجهات بیشتر به سمت عشق الهی و معنویت بوده است و ثبت خاطرات توسط دوستان و خود شهدا انجام شده است و نقش همسران کم رنگ بوده است ولی در اواخر دهه هشتاد و دهه نود خلق آثار همسرانه نویس با درون مایه عاشقانه‌های مذهبی رواج پیدا کرده است. در هر سه دوره اصول و ارزش‌های بنیادی مانند شهادت، ایثار، ایمان، اخلاص و مقاومت بر روابط عاشقانه شخصیت‌های اصلی داستان تأثیر گذاشته است به گونه‌ای که هجران و فراق معشوق و همچنین از دست دادن یار در این داستان‌ها با تکیه بر این اصول و ارزش‌های بنیادی قابل تحمل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بینامتنی آموزه‌های مقاومت اسلامی در شعر شهریار</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5366.html</link>
      <description>ادبیات‌مقاومت در شعر معاصر فارسی، به‌ویژه در آثار شاعرانی چون استاد شهریار، نقش مهمی در بازتاب آموزه‌های اسلامیِ مرتبط با دفاع ایفاکرده‌است. باوجود پژوهش‌های متعدد درباره مضامین دینی‌و انقلابی ایشان، چگونگی تبدیل نظام‌مند آموزه‌های فقهی‌و الهیاتیِ مقاومت به بیان شاعرانه باتکیه‌بر چارچوب نظری مشخص، به‌ویژه رویکرد بینامتنی، کمتر موردبررسی قرارگرفته-است. مسئلۀ‌اصلی این پژوهش آن است که آموزه‌های اسلامی مقاومت، به‌ویژه مفاهیمی چون وجوب دفاع، شهادت‌طلبی، نفی ذلت و مبارزه با ظلم، با چه سازوکارهای بینامتنی در شعر شهریار بازنمایی‌شده‌اند.
 این‌تحقیق با روش تحلیلی-توصیفی با بهره‌گیری از نظریۀ بینامتنیت، به تحلیل تعامل شعر شهریار با پیشامتن‌های دینی (قرآن کریم،سنت،فقه‌جهادوگفتمان‌فقه‌معاصرمقاومت) پرداخته‌است. ضرورت پژوهش حاضر از یک‌سو به خلأ روش‌شناختی در مطالعات ادبیات‌پایداری و از سوی دیگر به اهمیت تبیین نقش ادبیات در انتقال و نهادینه‌سازی آموزه‌های دینی مقاومت در بستر فرهنگی-اجتماعی معاصر بازمی‌گردد.
یافته‌های پژوهش نشان‌می‌دهد که شعر استاد شهریار، واجد ساختاری الهیاتی-فقهی است و مفاهیم بنیادین مقاومت‌اسلامی را نه به‌صورت صرفاً تعلیمی، بلکه از طریق شگردهایی چون تلمیح، نمادپردازی، اقتباس هنری، تصویرسازی عرفانی و زبان حماسی بازآفرینی می‌کند. این فرایند سبب می‌شود احکام و آموزه‌های فقهی دفاع، از سطح «تکلیف شرعی» فراتر رفته و به تجربه‌ای عاطفی، هویتی و جمعی تبدیل شوند. نوآوری اصلی پژوهش در کاربست آگاهانۀ رویکرد بینامتنی برای تحلیل پیوند میان شعر شهریار و آموزه‌های اسلامی مقاومت و تبیین سازوکارهای هنری این انتقال معناست. در مجموع، نتایج تحقیق، شعر شهریار را نمونه‌ای برجسته از تلفیق خلاقیت ادبی با مبانی دینی مقاومت معرفی می‌کند و الگویی تحلیلی برای مطالعات آینده در حوزۀ ادبیات پایداری و الهیات کاربردی ارائه‌می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش ترغیبی زبان در سرودۀ هوامش علی دفتر النکسة نزار قبانی بر بنیاد نظریۀ ارتباطی یاکوبسن</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5385.html</link>
      <description>رومن یاکوبسن، در نظریۀ ارتباطی خود، شش نقش زبانی شامل نقش عاطفی، ترغیبی، ارجاعی، فرازبانی، همدلی و ادبی را معرفی می‌کند که از میان آن‌ها، هنگامی‌که جهت‌گیری پیام به سوی مخاطب باشد، نقش ترغیبی برجسته می‌گردد. در این چارچوب، قصیدۀ هوامش علی دفتر النکسة اثر نزار قبانی (۱۹۲۳–۱۹۹۸م)، که در پی شکست ۱۹۶۷ جهان عرب از اسرائیل سروده و به متنی شاخص در ادبیات مقاومت بدل گردید، بستری مناسب برای تحلیل کارکرد ترغیبی زبان فراهم می‌آورد. اهمیت پژوهش در تبیین نقش زبان شعری جهت تحقق اهداف ادبیات مقاومت نهفته است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی می‌کوشد تا نشان دهد زبان شعر هوامش علی دفتر النکسة چگونه و از طریق چه اسلوب‌هایی به ابزاری برای ترغیب مخاطب و تحریک او به واکنش تبدیل می‌شود و کدام اسلوب‌های زبانی بیشترین سهم را در تحقق نقش مذکور دارند. ازاین‌رو، با تمرکز بر نظریۀ ارتباطی یاکوبسن، واکاوی زبان را در شعر موردمطالعه به‌عنوان هدف اصلی دنبال می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد قبانی با بهره‌گیری از افعال امر و نهی‌ مخاطب را از انفعال خارج ساخته، با تکرارهای هنرمندانه پیام را تثبیت و ضرب‌آهنگ عاطفی ایجاد کرده، با نداهای پرطنین پیوند عاطفی و حس مسئولیت جمعی را برانگیخته، با بهره‌گیری از آرایه‌های ادبی به‌عنوان محرک‌های احساسی و شناختی، روح مقاومت و تحول را در مخاطب زنده نگه داشته، با جذاب نشان دادن نتیجه یأس را به امید تبدیل کرده، با بهره‌گیری از الفاظ روشن پیام خود را صریح منتقل کرده و در نهایت، با اقتباس از آیات قرآن کریم به پیام خویش مشروعیت بخشیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارادۀ معطوف به آزادی در آثار عارفان برجستۀ ایرانی</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5394.html</link>
      <description>ارادۀ معطوف به آزادی در بوطیقای گفتمان ادبی ایران، می‌تواند چشم‌انداز دیگری در حوزۀ ادبیات مقاومت به‌حساب‌آید؛ زیرا ادبیات، علاوه‌بر جنبه‌های زبانی و زیباشناسانۀ خود، سرشار از سوگیری‌های فرهنگی، تاریخی، فلسفی، عرفانی و مدنی و گاه دعوت به نوعی ایستادگی و مقاومت دربرابر موضوعاتی است که فطرت آدمی، آن ها را ناپسندمی‌شمارد و برنمی‌تابد؛ موضوعاتی نظیر بی‌عدالتی، ظلم، بیداد، تحقیر و نادیده‌گرفتن کرامت انسانی، فاصلۀ طبقاتی و نیز تجاوز بیگانگان و آنچه خیام آن را &amp;amp;laquo;ناله‌های زندانیان خاک&amp;amp;raquo; می‌نامد. این نوع ادبیات، از سوی مردم و پیشروان فکری جامعه دربرابر آنچه حیات مادّی و معنوی آنها را تهدیدمی‌کند، به‌وجودمی‌آید. در میان خیل پیشروان فکری جامعۀ ایران، نگاه عرفانی به ادبیات پایداری، به‌شکلی دیگر است که کمتر به آن پرداخته‌شده‌است. در پژوهش حاضر، با شیوۀ تحلیلی-‌توصیفی؛ درون‌مایه، تحوّل مضامین، مؤلّفه‌های پایداری و ویژگی‌های محتوایی آن در آثار برجستۀ عارفان ایرانی بررسی‌شده‌است. نتیجۀ این پژوهش نشان‌داد، مبارزۀ مستمر با خواهش‌های نفسانی، پاسداشت کرامت انسانی، مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی اجتماعی، آسان‌گیری و گذشت در جامعۀ مدنی، از بن‌مایه‌های تربیتی عارفان مسلمان است که می‌توان در حوزۀ ادبیات پایداری به آن‌ها به‌عنوان میراث فرهنگی ارزشمند ایرانی از دیروز تا امروز نگریست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان انتقادی در بررسی هویت و حافظه تاریخی شعر سهیل محمودی در ادبیات دفاع مقدس با ‏رویکرد فوکو</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5402.html</link>
      <description>تحلیل گفتمان انتقادی، زبان را نه صرفاً ابزار بیان، بلکه کنشی اجتماعی و میدانی برای اعمال و بازتولید قدرت می‌داند. بر این اساس، ‏شعر محمودی به‌عنوان متنی گفتمانی بررسی می‌شود که در تعامل با ساختارهای قدرت، دانش و ایدئولوژی، به تولید معنا و حقیقت درباره جنگ و ‏پیامدهای آن با رویکرد میشل فوکو می‌پردازد. هدف اصلی پژوهش، تبیین این مسئله است که شعر سهیل محمودی چگونه از طریق انتخاب‌های ‏زبانی، نمادها و ساختارهای معنایی، به بازتولید یا در مواردی به چالش کشیدن هویت رزمنده، شهید و وطن در ادبیات دفاع مقدس می‌انجامد. روش ‏تحقیق در این مطالعه، کیفی و تحلیلی است و بر پایه مدل سه‌سطحی فوکو (متن، کنش گفتمانی و کنش اجتماعی) انجام شده است. بدین منظور، ‏نمونه‌هایی از اشعار محمودی به‌صورت هدفمند انتخاب و از منظر ساختار زبانی، نحوه تولید و مصرف گفتمانی و پیامدهای اجتماعی و ایدئولوژیک ‏تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شعر محمودی نقش مؤثری در بازتولید گفتمان قدسی‌سازی وطن و اسطوره‌سازی مقاومت ایفا ‏می‌کند و از طریق زیبایی‌شناسی رنج و شهادت، حافظه تاریخی جنگ را در قالبی ایدئولوژیک تثبیت می‌سازد. در عین حال، اشعار متأخر شاعر حاکی ‏از بروز نشانه‌هایی از بحران هویت و فاصله‌گیری انتقادی از گفتمان ناب دفاع مقدس است. در مجموع، نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شعر سهیل ‏محمودی، هم‌زمان عرصه تثبیت و امکان بازاندیشی گفتمان دفاع مقدس است و تحلیل گفتمان انتقادی می‌تواند به فهم عمیق‌تر نسبت میان ‏زبان، قدرت و حافظه تاریخی در ادبیات معاصر ایران کمک کند.‏</description>
    </item>
    <item>
      <title>مِمُوآ در ادبیات پایداری: خوانش چندنواییِ زندانی فاو(1392)بر اساس نظریات اِدوارد سعید</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5405.html</link>
      <description>مِمُوآ، خاطره‌نامه، گونه‌ای ادبی و محصولی فرهنگی است که دربرگیرندۀ رویدادهایی متمرکز و هدفمند از زندگی یک شخصیت است و ساختاری فشرده‌تر از زندگی‌نامه دارد. زندانی فاو(1392) اثرِ عماد جبار زعلان الکنعانی، در قالبِ مِمُوآ نوشته شده‌است و خاطرۀ گرفتاریِ این گروهبان عراقی را در منطقۀ عملیاتیِ فاو روایت می‌کند. در این مقاله قصد داریم که بر اساس نظریه خوانشِ چندنوایی ادوارد سعید به نقد فرهنگیِ اثر مذکور بپردازیم تا کارکردِ فرهنگ و رسانه را در هویت‌سازی مشخص سازیم. همچنین، در این پژوهش به دنبال آن هستیم که بر مبنایِ الگویِ پیشنهادیِ غلامرضا کافی، گروه-مؤلفه‌های پایداری را در این مِمُوآ  به شیوه‌ای هماهنگ، نظام‌مند و همگرا رج‌بندی کنیم. پژوهش حاضر، با رویکردی بین‌رشته‌ای، به‌دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها‌ است: در زندانی فاو(1392)، کدام مؤلفۀ پایداری نقش چشمگیرتری در آشنا‌سازیِ نسل‌نو با ارزش‌های اسلامی پیشگامان خود دارد؟ رسانه‌ها چه تاثیری در فرآیندِ فرهنگ‌پذبری دارند؟ روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی ‌است. میزان فراوانی و درصدِ وقوعِ مؤلفه‌های پایداری نشان می‌دهند که «مولفه‌های مبتنی بر بنیان هو‌یّت»، بسامدی بالاتر و حضوری پررنگ‌تر‌ در اثر برگزیده دارند. نتایج بدست آمده از خوانش چندنَواییِ زندانی فاو (1392)نشان می‌دهند که هویتِ راوی (نویسنده)، برساخته‌ی فرهنگ سنّتی عراق و قدرتِ گفتمانیِ رسانه‌ است. وی که در نگاهِ طبقه‌ حاکم، اُبژه‌ا‌ی فرودست بیش نیست، با فرهنگ‌پذیری از رزمندگان ایرانی، زمینه‌های عبور خود را از وضعیت «شیءوارگی» فراهم می‌آورد و به سوژه‌ای مستقل تبدیل می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شعر مقاومت فلسطین بر اساس نظریه ساخت‌گرایی تکوینی: مطالعه موردی اشعار احمد دحبور</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5418.html</link>
      <description>ادبیات مقاومت فلسطین، آرمان‌ها و رنج‌های جامغه‌ای را بازتاب می‌دهد که با اشغال و بحران‌های تاریخی روبروست. شعر مقاومت احمد دحبور، تجربه‌های این ملت و آگاهی جمعی آن‌ها را در قالبی هنری و انتقادی بازنمایی می‌کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه نظریه ساخت‌گرایی تکوینی لوسین گلدمن، به بررسی اشعار پایداری دحبور در دو مرحله دریافت و تشریح می‌پردازد. هدف اصلی پژوهش، تحلیل ساختارهای درونی شعر برای کشف جهان‌بینی‌های مسلط، تبیین بازتاب آگاهی جمعی ملت فلسطین و روشن ساختن رابطه دیالکتیکی میان ساختارهای ادبی و شرایط اجتماعی–تاریخی و پاسخ به سوال ذیل است: اشعار پایداری احمد دحبور چگونه در چارچوب نظریه گلدمن، بیانگر بینش جهانِ جمعی فلسطینی و بازتاب‌دهنده ساختارهای اجتماعی ـ تاریخی جامعه فلسطین هستند؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد در شعر دحبور مجموعه‌ای از جهان‌بینی‌ها بازتاب می‌یابد که هر یک مرحله‌ای از آگاهی تاریخی فلسطینی را نمایندگی می‌کند: جهان‌بینی شهادت، مرگ را کنشی معنا‌ساز در برابر ظلم می‌بیند؛ جهان‌بینی صبر در چهرۀ ابراهیمی، صبر را راهبردی فعال برای تداوم و بقا می‌داند؛ در مقابل، جهان‌بینی سلطه در شعر دحبور اغلب به‌صورت نقدشده و افشاگرانه حضور دارد و در قالب شی‌وارگی، طبیعی‌سازی خشونت و حذف فاعل انسانی بازنمایی می‌شود. ودرنهایت، جهان‌بینی استقامت پدید می‌آید که بر تداوم اخلاق مقاومت و حفظ حافظه جمعی تأکید دارد. سوژه در این شعرها ماهیتی فرافردی و جمعی دارد و در قالب قهرمان پروبلماتیک – انسانی در جست‌وجوی معنا از خلال رنج و پایداری تجلی می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آئین تشرف در خاطره-داستان های جنگ با تکیه بر خاطره-داستانِ من زنده ام</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5466.html</link>
      <description>خاطره-داستان من زنده‌ام نوشتۀ معصومه آباد، از خاطره‌نگاری‌های جنگ است که تنها، روایت‌گر تجربیات شخصی نویسنده نیست، بلکه بازتابی عمیق‌ از مفهوم آئین تشرف در ادبیات دفاع مقدس است. قهرمان این خاطره-داستان مراحل گذاری را پشت سر گذاشته که شخصیت او را متحول کرده است. پژوهش حاضر به بررسی ابعاد مختلف آئین تشرف در این خاطره-داستان و تأثیر آن بر تحول شخصیت نویسنده‌ می‌پردازد. این پژوهش مبتنی بر نقد اسطوره‌ای و روانکاوانه (آئین تشرف الیاده -سفر قهرمان کمپبل) است و با استناد به منابع کتابخانه‌ای و روش  توصیفی-تحلیلی، به تحلیل داده‌ها پرداخته است. بیشتر مؤلفه‌های تشرف در نظرگاه الیاده در مقاطع اصلی زندگی نویسنده (تولد، کودکی و بلوغ) کاملاً آشکار است. جدایی از خانواده و ورود به عوالم دیگر و در نهایت، دگرگونی‌های روحی و معنوی شخصیت اصلی نشان می‌دهد که چگونه این مراحل بر شکل‌گیری هویت و ارزش‌های انسانی او‌ تأثیر می‌گذارد. انقلاب، جنگ و اسارت مهم‌ترین آزمون‌هایی هستند که نویسنده آن‌ها را پشت‌ سر گذاشته و به پختگی رسیده است. او به دنبال کسب شایستگی‌های لازم برای اثبات خود و رسیدن به مقبولیت است و برای رسیدن به ساحتی فراتر، هستی کنونی خود را زیر پا می‌گذارد و دوباره متولد می‌شود. نویسنده به دنبال داشتن نقشی تأثیرگذار در روند حوادث جامعه بوده و از یک زن  گوشه‌گیر به زنی فعال و مؤثر بدل می‌شود. این بررسی نشان می‌دهد که جنگ در ادبیات دفاع مقدس، فقط پدیده‌ای نظامی نیست بلکه فضایی مقدس و دگرگون‌کننده است که ورود به آن نوعی تشرف به عوالم معنوی و ارزش‌های الهی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی مضامین پایداری در رمان تورانجیل اثر محمد عبدالنّبی و خاطرات دا اثر اعظم حسینی</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5486.html</link>
      <description>ادبیات مقاومت، ادبیاتی است که در جهت مبارزه با ظلم و استعمار متجاوزان شکل گرفته‌ و با وجود تمام محدودیت‌ها و رنج‌ها، مبدل به زبانی گویا برای انعکاس دردهای ملل مظلوم گشته‌ است. بسیاری از اندیشمندان نیز با قلم خویش به مبارزه برخاسته و آثار خود را در خدمت مبارزات و مظلومیت ملت‌های ستم‌دیده قرار داده‌اند. محمد عبدالنّبی، رمان‌نویس و مترجم متعهد مصری در رمان تورانجیل و اعظم حسینی، نویسندۀ دوران دفاع مقدس، در رمان دا نیز تلاش کرده تا در اثر خود به این مسائل بپردازند. این پژوهش می‌کوشد تا با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی، محتوای دو رمان را مورد واکاوی قرار داده و به بررسی مضامین پایداری مشترک در این دو رمان بپردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که برخی از مضامین پایداری در این دو اثر مشترک است و هر دو نویسنده به انعکاس مضامینی مانند: از خودگذشگی قهرمان داستان، اهمیت دفاع از وطن، نکوهش دشمن و سران کشور، ظلم‌پذیری و غفلت، ترسیم فضای سلطه، آوارگی، ترغیب به مبارزه و امید به آینده پرداخته‌اند. با این تفاوت که نمود این مؤلفه‌ها در رمان تورانجیل در یک سیر تخیلی و در رمان دا به‌صورت روایتی واقعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی شخصیت‌ های نمایشی در تعزیه ی امام حسین در سنّت‌ های عربی و فارسی</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5496.html</link>
      <description>تعزیه، به‌عنوان برجسته‌ترین گونة نمایش آیینی در فرهنگ شیعیان ایران و جهان عرب، نقش بنیادی در بازنمایی واقعة عاشورا و انتقال مفاهیم پایداری، مقاومت و ایثار دارد. شخصیت‌ها در تعزیه، برخلاف الگوهای فردمحور در درام مدرن، در قالب نقش‌های آیینی، تیپیک و نمادین شکل می‌گیرند و از رهگذر کنش نمایشی، گفتار خطابی و جایگاه ارزشی خود، «گفتمان پایداری» را بازتولید می‌کنند. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی شیوه‌های شخصیت‌پردازی در تعزیة شهادت امام حسین در دو سنت نمایشی فارسی (نسخة لیتن، دورة قاجار) و عربی (سنت نبطیة لبنان) انجام شده است. داده‌ها شامل متون دو تعزیه‌نامه و تحلیل‌های بینامتنی مرتبط است. روش تحقیق، کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است و شخصیت‌ها بر اساس سه مؤلفة کنش نمایشی، گفتار و بار عاطفی- خطابی، و جایگاه آیینی- ایدئولوژیک بررسی می‌شوند. نتایج نشان می‌دهد در هر دو سنت، شخصیت‌ها کارکردی نمادین و ارزشی دارند و ایستایی درونی آنان سازوکار اصلی انتقال پیام عاشورایی است. با این حال، تعزیة عربی با تأکید بر کنش‌محوری و مواجهه‌های گفتاری، پایداری را در قالب «مقاومت فعال» و «تعهد عملی» بازمی‌نماید، در حالی که تعزیة فارسی با تمرکز بر سوگواری، عاطفة جمعی و برجسته‌سازی تنهایی قدسی امام حسین، بر ابعاد «صبر معنوی» و «مقاومت درونی» تأکید می‌کند. این مطالعه نشان می‌دهد شخصیت‌پردازی در تعزیه، از بنیادی‌ترین ابزارهای بازنمایی گفتمان پایداری در سنت‌های نمایشی شیعی است و دو سنت یادشده دو برساخت متمایز، اما مکمل، از این گفتمان ارائه می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عناصر قوام بخش جریان ادبی با نگاهی بر جریان &amp;quot;ادبیات داستانی دفاع مقدس</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5498.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی و تحلیل مؤلفه‌های قوام‌بخش جریان ادبی با نگاهی ویژه به &amp;amp;quot;ادبیات داستانی دفاع مقدس&amp;amp;quot; می‌پردازد. با وجود کثرت استعمال اصطلاح &amp;amp;quot;جریان&amp;amp;quot; در پژوهش‌های ادبی، تعریف دقیق و مؤلفه‌های آن مبهم باقی مانده است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-عقلی، پنج مؤلفه اصلی جریان ادبی را شناسایی و تبیین می‌کند که جریان بودن یک جریان به واسطه آن‌ها تأمین می‌شود. از دیدگاه مطالعات جریان ادبی، چهار مؤلفه اساسی برای قوام و اعتبار یک جریان ضروری‌اند: زمینه تاریخی و اجتماعی، ایده یا ایدئولوژی مرکزی مشترک، سبک و تکنیک مشترک در زبان و ساختار اثر، و فرامتن‌ها و نهادهای ادبی. نویسنده تأکید می‌کند که ادبیات داستانی دفاع مقدس، طی چهار دهه گذشته، بستر شکل‌گیری انواع کنش‌های ادبی بوده و نیاز به تبیین مؤلفه‌ها و ساختار نظری این جریان با تمرکز بر این نمونه موردی وجود دارد. این مقاله همچنین به ضرورت ارتقاء مفهوم &amp;amp;quot;جریان&amp;amp;quot; از تبادر عرفی به جعل اصطلاحی علمی، تبیین چیستی جریان ادبی به‌عنوان مبنای جریان‌شناسی، و تمایز آن از مفاهیم هم‌عرض دیگر می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادبیات پایداری و بازنمایی فرودستان مهاجر: خوانشی اسپیواکی از رمان «فرار به غرب» اثر محسن حمید</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5502.html</link>
      <description>این مقاله با رویکردی پسااستعماری و با تکیه بر نظریه فرودستان گایاتری اسپیواک، به بررسی رمان فرار به غرب اثر محسن حمید می‌پردازد و نقش ادبیات در بازنمایی تجربه مهاجرت را در چارچوب ادبیات پایداری تحلیل می‌کند. پرسش اصلی این است که فرودستان مهاجر در این رمان چگونه بازنمایی می‌شوند و آیا امکان بیان، صدا یا مقاومت برای آنان در ساختار روایت وجود دارد یا خیر. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر خوانش متنی با رویکرد پسااستعماری اسپیواک است. تحلیل نشان می‌دهد که رمان مهاجرت را نه صرفاً به‌عنوان جابه‌جایی جغرافیایی، بلکه به‌مثابه کنشی برای بقا و نوعی مقاومت در برابر خشونت ساختاری، مرزهای ملی و نظم جهانی بازنمایی می‌کند. با این حال، صدای فرودستان به‌صورت مستقیم حضور ندارد و اغلب از طریق روایت غیرمستقیم، گسست‌های روایی و زبان استعاری بازنمایی می‌شود. این امر وضعیت «میان سکوت و بیان» را برای مهاجران ایجاد می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که فرار به غرب را می‌توان نمونه‌ای از ادبیات پایداری معاصر دانست که در آن مقاومت نه در قالب کنش آشکار، بلکه در اشکال زیست‌محور مانند بقا، حرکت و تداوم زندگی بازتعریف می‌شود. در عین حال، رمان نشان می‌دهد که صدای فرودست همواره در ساختارهای قدرت میانجی‌گری و بازنمایی می‌شود و به‌طور کامل مستقل و بی‌واسطه قابل شنیدن نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنبش عدالت‌خواهانه‌ی تبسّم و بازتاب آن در اشعار شاعران معاصر افغانستان</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5504.html</link>
      <description>مفهوم عدالت‌خواهی در شعر معاصر افغانستان از دیرباز وجود داشته و با افزایش ظلم، تبعیض و بی‌عدالتی بیشتر مورد توجّه واقع شده است. توجّه به عدالت‌خواهی پس از شکل‌گیری «جنبش تبسّم» (1395ش.) رونق بیشتری در جامعه‌ی افغانستان داشت و روحیه‌ی ظلم‌ستیزی و مبارزه با خمود و خفقان را در این جامعه زنده کرد؛ جنبشی که در پی قتل وحشیانه‌ی کودک نه‌ساله‌ای به نام «شکریه تبسّم» و شش نفر از همراهان او اتّفاق افتاد. در جریان این جنبش، شاعران افعانستان با استفاده از هنر شاعری، موضع‌های اجتماعی عدالت‌خواهانه گرفتند و آثاری متعهّدانه از خود بر جای گذاشتند. 
پژوهش حاضر که بر اساس منابع کتابخانه‌ای و با روش تحلیلی‌توصیفی انجام شده، به بررسی برجستگی‌های مضمونی و معنایی اشعار عدالت‌خواهی جنبش تبسّم و تبیین اصلی‌ترین مبانی عدالت‌خواهی در این اشعار می‌پردازد. مبنای کار این پژوهش، اشعاری است که 30 شاعر افغان، در جریان این جنبش اعتراضی سروده‌اند. بررسی‌های انجام‌شده بر اشعار عدالت‌خواهانه‌ی جنبش‌ تبسّم نشان می‌دهد که مردم افغانستان از تبعیض، تعصّب، بی‌عدالتی، محرومیّت، ناامنی و بی‌کفایتی و بی‌مسئولیتی و کم‌کاری دولت به ستوه آمده‌اند. هم‌چنین آنان بیداری، اتّحاد، برابری، برادری و صلح را راه‌کار برون‌رفت از اوضاع نابسامان اجتماعی می‌شناسند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی گفتمان انقلاب اسلامی در کتب درسی فارسی خوانشی بینامتنی در چهارچوب ادبیات پایداری</title>
      <link>https://jrl.uk.ac.ir/article_5507.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی نحوه بازنمایی گفتمان انقلاب اسلامی و استخراج پیام‌های جهان‌شمول آن در کتب درسی فارسی پایه‌های هفتم تا دوازدهم انجام شد. مساله اصلی مطالعه، تبیین سازوکار انتقالِ نرم ارزش‌های ایدئولوژیک و هویت‌ساز به نسل جدید و چگونگی تبدیل رخدادهای سیاسی به مفاهیم ادبی و تربیتی در متون آموزشی است. این مطالعه از روش ترکیبی کمی-کیفی با رویکرد «تحلیل محتوا» بهره برده و جامعه آماری آن شامل تمامی کتب فارسی سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود؛ از این‌رو داده‌ها با استفاده از آزمون آماری خی‌دو و تحلیل کیفیِ بینامتنی ارزیابی شدند. نبودِ مطالعه‌ای طولی و سراسری که فراتر از شمارش واژگان، بر کارکرد تکنیک‌های ادبی و پیام‌های فراملّی گفتمان تمرکز داشته باشد، علت اصی این مطالعه بود. یافته‌های کمّی نشان‌دادند که مفاهیم پایداری از پایه هفتم به دوازدهم سیر صعودی معناداری دارند. همچنین یافته‌های کیفی آشکار ساختند که مؤلفان با بهره‌گیری از «بینامتنیّت» و «تلمیح»، مقاومتِ معاصر را به تاریخ مقدس (عاشورا) و اساطیر ملی (شاهنامه) پیوند زده‌اند. نتایج هم نشان داد که کتب درسی با ساختن یک «هویت ترکیبی» و تبدیل رنج به حماسه، فرآیندِ «جامعه‌پذیری گفتمانی تدریجیِ» دانش‌آموزان را دنبال کرده و مقاومت را نه یک امر سیاسی صرف، بلکه فضیلتی انسانی و جهان‌شمول معرفی می‌کنند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
