بررسی ادبیات متعهّد در آثار میثاق امیرفجر با تأکید بر رمان «درّة جذامیان»

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

10.22103/jrl.2025.25787.3075

چکیده

ادبیات متعهّد از منظر پژوهشگران، با توجّه به چهارچوب‌های فکری و اجتماعی، تعاریف و تفسیرهای متفاوتی داشته‌است. به‌عنوان مثال، سارتر این اصطلاح را نیاز متقابل نویسنده و جامعه می‌داند و هر اثر ادبی که به بیان آزادی، عدالت و برابری بپردازد، متعهّد محسوب‌می‌کند؛ درحالی‌که در دوران پس از انقلاب اسلامی، ادبیات متعهّد عمدتاً با مفاهیمی چون «پایداری» و «مقاومت» تعریف‌شده‌است. بررسی‌های موجود نشان‌می‌دهد مسئلۀ انسان، به‌عنوان بعدی فراتر از رخدادهای اجتماعی و دیدگاه‌های ایدئولوژیک، در ادبیات متعهّد -به‌ویژه در رمان- کمتر مورد توجّه قرارگرفته، و بیشتر در متون مذهبی، عرفانی و تمثیلی مطرح‌شده‌است. میثاق امیرفجر از جمله نویسندگانی است که این تعهّد را در خدمت فلسفۀ الهی، عرفان و انسان‌شناسی به‌کارگرفته‌است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلّفه‌های ادبیات متعهّد در آثار امیرفجر، به‌ویژه رمان «درّۀ جذامیان»، با استفاده از روش تحلیلی انجام‌شده‌است. یافته‌ها نشان‌می‌دهد امیرفجر در آثار خود، از جمله «درّۀ جذامیان»، «نغمه در زنجیر»، «ورقاء»، «اشراق» و «دو قدم تا قاف»، از پرداخت صرف به ادبیات غیرمتعهّد اجتناب‌ کرده، و روایت‌های خود را بر پایۀ گفت‌وگو، اندیشه و تقابل‌های فکری سازمان‌دهی‌کرده‌است. سیر تحوّل شخصیت‌ها در این آثار، از مادّی‌گرایی به‌سوی عرفان و معنویت هدایت‌می‌شود و با تأثیر از رسالات عرفانی، مسیر سلوک از خلق تا خدا روایت‌شده‌است. باور به خدای یگانه، امید به نجات‌بخش و مسئولیت اخلاقی، از جمله محتوای محوری آثار او هستند و نشان‌می‌دهند ادبیات متعهّد می‌تواند همزمان، با دغدغه‌های انسانی و فلسفی نیز ارتباط برقرارکند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Examination of Committed Literature in the Works of Misagh Amirfajr, with Emphasis on the Novel Darreh-ye Jozamian

نویسندگان [English]

  • Ali Cheraghi 1
  • Ahmad Rezaei Jamkarani 2
1 PhD in Persian Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Department of Persian Language and Literature, University of Qom
2 Professor of Persian Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Department of Persian Language and Literature, University of Qom
چکیده [English]

Committed literature, from the perspective of scholars, has been subject to diverse definitions and interpretations depending on intellectual and social frameworks. For instance, Jean-Paul Sartre regards this concept as a reciprocal necessity between the writer and society, considering any literary work that articulates freedom, justice, and equality to be “committed”. In contrast, in the post-Islamic Revolution era, committed literature has largely been defined through concepts such as “perseverance” and “resistance”. Existing studies indicate that the question of the human being, considered as a dimension transcending social events and ideological viewpoints, has received comparatively less attention in committed literature, particularly in the novel, and has instead been more prominently addressed in religious, mystical, and allegorical texts. Misagh Amirfajr is among the writers who have employed this notion of commitment in the service of divine philosophy, mysticism, and anthropology. The present study aimed to analyze the components of committed literature in Amirfajr’s works, especially the novel Darreh-ye Jozamian (The Valley of the Lepers), using an analytical method. The findings revealed that Amirfajr, in his works such as Darreh-ye Jozamian, Naghmeh Dar Zanjir (A Melody in Chains), Warqa (Turtledove), Ishraq (Illumination), and Do Qadam Ta Qaf (Two Steps to Qaf), avoids a purely non-committed literary approach and instead structures his narratives around dialogue, reflection, and intellectual confrontation. This trajectory of character development in these works is directed from materialism toward mysticism and spirituality, and under the influence of mystical treatises, the path of spiritual wayfaring from creation to God is narrated. Belief in the One God, hope in a savior, and moral responsibility constitute central themes in his works, demonstrating that committed literature can simultaneously engage with profound humanistic and philosophical concerns.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Misagh Amirfajr
  • Committed literature
  • Transcendent novel
  • Anthropology
  • Narrative
اکبریانی، محمّدهاشم. (1396). ایدئولوژی و ادبیات. تهران: مروارید
امیرفجر، میثاق. (1361). دو قدم تا قاف. تهران: امیرکبیر.
________ . (1364). ورقاء. تهران: امیرکبیر.
________ . (1373). اشراق. چاپ اوّل. تهران: فردوس.
________ . (1377). «فلسفة اشراق (نگاهی به آثار و آراء شیخ شهاب­الدین سهروردی)». نامة فلسفه. شمارة 4. صص 128 تا 152.
________ . (1386). درّة جذامیان. تهران: فردوس.
امیری خراسانی، احمد؛ هدایتی، فاطمه. (1393). «ادبیات پایداری؛ تعاریف و حدود»، ادبیات پایداری. سال ششم. شمارۀ 10. صص23 تا 41.
ایگلتون، تری. (1397). ماتریالیسم. ترجمة رحمان بوذری. تهران: مرکز.
بصیری، محمّدصادق. (1384). طرح و توضیح چندسؤال دربارة مبانی ادبیات پایداری. نامة پایداری. کرمان: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدّس.
ترابی، ضیاءالدین. (1389). آشنایی با ادبیات مقاوت جهان. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدّس.
حجازی، بهجت­السادات. (1394). چشم­اندازی به تحوّلات ادبی پس از پیروزی انقلاب اسلامی.  تهران: علمی و فرهنگی.
حجازی، بهجت­السادات. میرزایی، رضیه. (1397). «تحلیلی بردرّۀ جذامیان با رویکرد جامعه شناسی ادبیات»، سیزدهمین گردهمایی بین المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی، (18-16) مهر ماه، دانشگاه شیراز، (صص2779-2765).
دستغیب، عبدالعلی. (1376). به­سوی داستان­نویسی بومی. تهران: حوزة هنری.
زرشناس، شهریار. (1381). «نسبت ادبیات، تعهّد و آرمان‌گرایی»، ادبیات داستانی، شمارۀ 66 و 67. صص22 تا 25.
سارتر، ژان­پل. (1370). ادبیات چیست. ترجمة ابوالحسن نجفی و مصطفی رحیمی. تهران: کتاب زمان.
سعید، ادوارد. (1385). نقش روشنفکر. تهران: نی.
شریفی، محمّد. (1395). فرهنگ ادبیات فارسی معاصر. تهران: فرهنگ نشر نو.
صادقی‌ارزگانی، محمّدامین. (1386). آموزة مهدویت در عرفان اسلامی. تهران: علمی و فرهنگی.
علینقی­­بیگی، زهرا. (1387). «بررسی ادبیات داستانی دورة انقلاب با تأمّلی بر داستان­نویسی میثاق امیرفجر». کتاب ماه ادبیات. شماره136. صص 60 تا 72.
کارتیج، جیمز. (1401). «ادبیات متعهّد از نگاه سارتر». ترجمة مهتاب خسروشاهی. ماهنامة آزما. شماره 167. صص 42 تا 44.
کاکایی، عبدالجبار. (1379). بررسی تطبیقی موضوعات پایداری در شعر ایران و جهان. تهران: پالیزان.
مخزن­موسوی، ابوالحسن. (1393). انسان کامل در متون عرفانی اسلامی. تهران: دانشگاه بین­المللی اهل‌بیت.
ملکوتی، محمّدحسین. (1355). هنر و ادبیات متعهّد. تهران: دارالنشر اسلامی.
میرعابدینی، حسن. (1377). صدسال داستان­نویسی ایران. ج 3. تهران: چشمه.
هیئت تحریریه. (1361). انسان کامل از دیدگاه نیچه، مارکس، اریک فروم. تهران: مؤسّسۀ مکاتباتی اسلام­شناس.